دنيا ته مه و دنيا تووز، دنيا گه رته چۊچانه
كه سێ كه سێ نيه ناسێ ،گيشتێ ده م ئه ڵپێچانه/
نه بوو هه ناس ِ عشقه ، نه رووژناي راسي
دنيا خراو ، دنيا گه ن ، دنيا دروو ده سانه/
زه مين زه رد و زه مان زه رد ، ئاساره و ئاسمان زه رد
كوتێ داخيم كوتێ ده رد ، دة ئێ زه رده لۊلانه/
ته و ئه ڵكزان سقانم ، له رز ئه ڵچه قان دنانم
گيانم بۊه په ته سوو ، ده ێ ئاگر گڕانه/
شڵه ێ شه ڕه و و گڕه ێ نار، گرمه ێ گورگه و هافه ێ مار
يه كه ێ به خته ؟ بێداده ، يه كه ێ تاڵه س؟ تاڵانه/
هه م زه رده واێ په ژاره س ، هه م سه رده واێ په شێوي
روو ده ێ زه رده زه مانه، وه ێ ده ێ سه رده ساڵانه/
ئاگر ها ده ده رۊنم ، زه هراو ها نام ِ خۊنم
ئووخه يم پڕ ده ئاخه ، ژيانم پڕ ده ژانه/
زه مين زه خم و زه مين زار ، زه مين ژه هر و زه مين ژار
زه مين په لامێ بڕێا ، زه مين بێ ئاسمانه/
باڵ فرێشته رزيا ، باخ بهه ێشت ئه ڵكزيا
دووزه خ هفاو دا دنيا ، ئێ ئژدهاێ خوڕانه/
ئێ بار پڕ ئه نيشه ، ئاخر ئه ڕا چه كيشيم
ئێ هه مگه عه زاوه، ئاخر ئه ڕا چه مانه ؟/
وڵ كه خياڵ هاتگ ، بڕواكن ئێ هه ناسه
وڵ كه په ژاره ێ ناتگ ، مه س بوو ده ئێ ئه لانه/
تووز تيه ڵه و ته م ره ش ، كول كه فتنه كه ش ئه ڵ كه ش
كه س ده ر نيه چوو وه بێ به ش ، مه ردم ! ده ئێ قڕانه/
داره ێل ئه ڕاچه هشكن ،گوڵه ێل ئه ڕا نيه وشكن
قه ناريه ێل ِ دڵ ته ڕ ، بێ ده نگ ئه ڕا وسانه /
ئه وره ێلمان مه زووكن ، تافه ێلمان مه رێژن
نه تافه تاف ِ رێژاو ، نه نم نم ِ وارانه /
نه رووسه مێ دياره نه يشه ئسفه ندِيارێ
نه شوون ِ قاره مانه ، نه نوون ِ پاڵه وانه/
نه دين ماگه نه ئێمان، ساهڵ ره م كه ێ ده سا مان
هووش و گووش و پووسمان ، پڕ ده شه ڕ و شه ێتانه/
زه مانه پاوه مانگه ، ئه وجار ئه ڵامه ت ئاورد
ئێجار بزانيم چه زاێ ، ئێ ژن ِ زاوه رانه/
شكيا دڵ و پێشتمان ، كردنه ئاڵێشتمان
گم بۊمنه گێشتمان ، ده ئێ چوارده رێانه/
نه چةفتيمن نه راسيم ، نة گه نيمن نه خاسيم
بڕێ خوه مان مه ناسيم ، مايمه ده ێ نام مه رزانه/
زوانمان شێويا ، بۊه وه فر و تێويا
تێوێگوه جوور وه فر ، هه ر كه س ك بێ زوانه/
په لام ئه و كي بوةيمن ، ده ێ زه رد ِ بێ زه واڵه
هاوار ئه و كوو بكيشيم ، ده ێ هۊچ بێ هچانه /
بڕێ گورگن - دنان هار- ، ده ێ جه نگه ڵ جنوونه
بڕێ وه ركن- وه ره لا -، ده ێ ده ێشت ِ بێ شوانه/
بارێ ها بان ِ كووڵم ، چنه كۊه ێ بانكووڵه
قيڕه ێ ها قوڕن ِ دڵم ، چنه قڵاقيڕانه/
خوزه و رها بۊاتايم ، رووژێ وه كام و حه زره ت
ده ئێ زرپ و زوورانه، ده ئێ گورز و گووچانه/
خوه زه و واران بوارێ ، ده ێ هه ڵه ت ِ هه ڵاكه
خوه زه و شةفةق بوشكێ ، ده ێ شه و ِ بێ به ێانه/
قسيه م راسه شه كه ته ، خوه زه و نامه ێ ئمێده
شێعرم راسه له ت له ته ، به زه ی نامه ێ ژيانه/
بایه قوش دا له دو بالم گیشت په ره یلم دارزان
تا تواسم شه و چرای هه لکه م له دیواخان دل
ئاگری یادی چه وه یلد سیون نو مالم سزان
تا دواری هاتم ئه لده م له ره نگ و ریشنگ عشق
تیژی به رق خه نه یلد هه م ده س و هه م دل چزان
پیریگم گاموله کی که م چیون له حه لقه ی عشق تو
پا له پا نه لگردم و قورسی خه مت پایلم ته زان
شه و وه سه ر بردم وه هاوار و نیگاهی ته ر نه کرد
تا نه کیشا یه ی هناسی گیانم و جه رگم کزان
کفشهای یک ملت .......نویسنده : محمد یار سبزی – ( فریاد )
بازیگران :
منتظر ( خبر نگار عراقی )اسما ( خواهر منتظر )زاهده ( نامزد منتظر )خبر نگار 1 ( مرد جوان )خبر نگار 2 ( مرد سالمند )
خبرنگار زنمأمور اعلام مدیر تلویزیون ( تلفنی )


به نام خدا
چکیده مقاله (تاریخچه سیاسی مواد مخدر)
مطالعه بر روی آثار گوناگون به جای مانده از گذشتگان ، نشان می دهد که آدمی از دیرباز با ویژگی های مواد مخدر آشنا بوده است ، نخستین کاربرد مواد مخدر برای مصارف پزشکی و مداوای بیماران بوده است که از راه خوردن و یا مالیدن بر عضو بیمار ، مورد استفاده قرار گرفته است .
بررسی آثار بزرگانی چون افلاطون ، زکریای رازی ، ابن سینا و دیگران نشان می دهد که آنان بر روی خواص شیره خشخاش و عصاره تریاک ، مطالعاتی داشته اند و از آن برای مداوای بیماران خود بهره می گرفتند ، اما بعدها و بویژه در عهد مغول مصرف عصارۀ خشخاش ، به صورت تفننی رواج پیدا کرد ، ولی از گذشته ، استفاده از این ماده برای تخدیر مورد نکوهش بوده و حتی در تاریخ ایران باستان ، از بنگ به گیاه اهریمنی تعبیر شده است .
اگر چه عصرصفوی را عصر آغاز مصرف مواد مخدر در ایران می دانند ، اما بعدها این ماده وسیله ای شد برای پیشبرد اهداف سیاسی استعمار گران و سلطه جویی آنها در جهان سوم . به گونه ای که در عصر قاجاریه ، با تشویق مستشاران انگلیسی کشت خشخاش در ایران ، به طور گسترده ای رواج یافت و حتی تریاک به دارویی عمومی و خانگی تبدیل شد ، گفتنی است که استعمار انگلیس ، برای تسلط بیشتر بر شپه قارۀ هند ، کشت خشخاش و مصرف تریاک را به بهانۀ مبارزه با فقر گسترش داد ، و با استفاده از کارگران و دراویش معتاد هندی ، مصرف تریاک را در کشورهای دیگر ، از جمله ایران فراگیر کرد ، تا جایی که کمپانی هند شرقی ، تجارب این ماده را در انحصار خود قرار داد ، و از این راه ضمن فراهم کردن تسلط بیشتر استعمار بر کشورهای منطقۀ ، سود سرشادی را عاید خود کرد .
در عصر حاضر و به دنبال اشغال افغانستان از سوی شوروی سابق ، استفاده از مافیای مواد مخدر و بهره برداری سیاسی از آن گسترش بیشتری یافت ، برای این منظور ، امریکاییان با همکاری سرویس جاسوسی پاکستان( ( isiتولید تریاک را از مثلث طلایی ، یعنی ( میانمار،تایلند ، لائوس ) به شمال پاکستان و جنوب افغانستان انتقال دادند تا به این وسیله مانع نفوذ بیشتر شوروی شوند . در همین دوران آزمایشگاههای تولید هروئین در نواحی مرزی پاکستان و سپس در سراسر این کشور به کار گرفته شد و در عمل این منطقه از جهان بالاترین سهم را در تولید تریاک و هرویین ، به خود اختصاص داد . سیا و پاکستان ، با این کار، هم درآمد سرسام آوری کسب میکردند و هم به تجهیز مبارزان افغان می پرداختند .
نکته قابل تامل این است که پس از خروج شوروی از افغانستان و بر روی کار آمدن طالبان ، نه تنها میزان تولید تریاک کاهش نیافت بلکه در سال 2000 تولید تریاک ، نسبت به سال 1979 به 15 برابر رسید .
پس از تحریم طالبان از سوی جامعه جهانی ، اگرچه میزان مصرف تریاک و بویژه هرویین در جهان ، به دلیل افزایش قیمت و صدور اندک آن ، کاهش چشمگیری یافت ، اما با حمله امریکا به افغانستان و روی کار آمدن دولت کرزای ، کشت خشخاش و تولید تریاک به طور بی سابقه ای افزایش یافت . به گونه ای که تولید تریاک ، از 180 تن در زمان طالبان به 3400 تن در زمان کرزای رسید . در همین زمان ، پاکستان ، آزمایشگاههای تولید هرویین و کراک را از کشور خود به داخل افغانستان منتقل کرد و به این ترتیب افغانستان به تولید کننده 90 تا 95 در صد هرویین در جهان تبدیل شد و باعث شد تا کم کم مصرف هرویین و کراک ، جایگزین مصرف تریاک در منطقه و جهان شود .
با توجه به آنچه گذشت ، پیداست که سودبران تجارت و گسترش مواد مخدر ، نه تولید کنندگان و فروشندگان محلی ، که استعمارگران و سلطه طلبان قدرتمندی است که توانایی آنها بسیار فراتر از توانایی مبازه کنندگان با این معضل است و به نظر میرسد که در کنار تمام راههای مبازه با مواد مخدر،این پدیده شوم جز با وضع قوانینی محکم و بازدارنده در سازمانهای جهانی برای محدود کردن دست استعمارگران از این تجارت کثیف و خطرناک ،برطرف نخواهد شد .
محمدیار سبزی ( فریاد ) بهار 87 تصاویر از گوگل
برای دریافت مقاله بر روی (ادامه مطلب )کلیک کنید.
1- عروسی

عروسی در استان ایلام ، یکی از زیباترین رسوم مردم این دیار از روزگاران دور تا امروز بوده است که در چند مرحله برگزار می شود .
الف) نشان کردن : ازدواج در استان ایلام ، مانند هر منطقۀ دیگری با آشنایی دختر و پسر و خواستگاری اولیه آغاز می شود ، بعد از این ، در یک روز خاص زنان دو خانوادۀ پسر و دختر ، در منزل پدر دختر گرد هم می آیند و خانوادۀ پسر ، یک شال ، یک انگشتر ، یک دست لباس و کفش ، مقداری قند وروغن و شیرینی به خانوادۀ دختر هدیه می دهند .
در روزگاران پیش از این ، هیچکدام از مردان خانوادۀ پسر حق شرکت در این مراسم را نداشت ، اما امروزه ، گاهی در روز نشان کردن ، داماد ونزدیکان او در این مراسم شرکت می کنند .

در لغت نامه های مختلف ، تعاریف مختلفی در مقابل واژه چمر نوشته شده است در فرهنگ مردوخ ، چمر به معنی چنبر ، پرگار ، حلقه و دایره آمده است ، . چمری هم ، به دهل عزا گفته شده است .
در فرهنگ خال ، نوشته شده است که چمر یعنی ، مویه کردن بر مرده و چمر چوپی یعنی رقص دسته جمعی برای متوفی ک ِ با مویه و شین همراه است ، در هرهنگ دهخدا هم ، آمده است که چمر ، یعنی آشکار و پیدا و روشن .
افزون بر تعارفی که دربارۀ چمر نقل کردیم ، تعاریف مختلف دیگری در این باره وجود دارد اما اگر در خود مراسم چمر دقت کنیم ، متوجه می شویم که تمام این تعاریف به شکلی در درون آن پیدا است ، تعریف هایی مانند حلقه بستن برای عزا ، پا کوفتن و داد وبیداد کردن برای متوفی ، پشت خم کردن برای نشان دادن ناراحتی از عزای کسی که از دست رفته و همینطور ، چشم به راه بودن صاحبان عزا تا رسیدن کسانی که در این مراسم شرکت می کنند .
خیابانها و میادین استفاده کرده اند . چمر ، گونه ای مراسم ویژه سنتی ، و نمایش آیینی است که در گروه تفریه به حساب می آید ، آهنگ عزای چمر که با ساز و دهل نواخته می شود ، در زبان مردم به چمر یا چمریانه مشهور است ، از این آهنگ ، غیر از عزا ، برای خبر کردن مردم در ماه محرم و گرد آوردن آنها در
در مقدمه کتاب چمر در ایلام ، نوشته شده است که آواز و نوای چمر ، با اساطیر دورۀ نوسنگی ارتباط دارد ، در ایران و فینیقیه و اسکندریه ، این مراسم بعد از برداشت گندم و خشک شدن گیاهان انجام شده است و گفته اند که مراسم چمر ، بی ارتباط با مراسم سوگ سیاوش در ایران و سوگ آدونی در کنعان و سوگ آدونیس در فینیقیه و اسکندریه نیست .
مراسم چمر ، بیشتر برای مردان و انسانهای با نام و نشان خانوده های ایلامی بر گزار می شود ، به این صورت که 3 روز تا یک هفته پس از مرگ کسی که برای او چمر بر پا می کنند ، صاحبان عزا ، پیکهایی را به طایفه های دور و نزدیک می فرستند و برای شرکت در مراسم آنها را دعوت می کنند .
چمر با صف بستن زنان مویه گو و ساز دهل زنان و شاعران محلی شروع می شود ، این شاعران که آنها را بئیوش می نامند ، با آهنگ خاصی ، اشعاری فی البداهه به صورت دو صدایی و چند صدایی ، در وصف متوفی و کارهای نیکی که کرده است ، سر می دهند .

در مراسم چمر ، زنان و مردان عزادار ، به شکل دایره صف می بندند و ساز و دهل زنان و روکنندگان ، در مقابل این صف ، رفت و آمد می کنند ، برخی اوقات ، مردمی که از طایفه های دیگر به مزاسم دعوت شده اند ، به همراه خود رو کننده و بئیوشهایی می آورند تا به یاد آن متوفی و دیگر متوفای دو طایفه ، شعر بگویند و رو کنند .
یکی از ویژگی های چمر ، استفادۀ زنان و مردان عزادار از پوشاک محلی و نواهای بومی است ، در این مراسم ، زنان با عبای سیاه بلندی که بر دوش دارند ، به پیشواز هم میروند و با حرکاتی موزون ، مویه می کنند و هر دو دست را بر صورت خود می کشند .
پس از آنکه مویه زنان به پایان می رسد ، در کنار هم می نشینند و برخی از زنان که آنها را سره ژن می نامند و از دیگران کهنسال تر و با تجربه ترند ، شعرهایی با آهنگ غمناک و حزن انگیزی می خوانند که آنها را مورهار هم می نامند .
چمر ، از یک روز تا 3 روز و گاهی تا یک هفته و یک ماه ادامه دارد ، و غذایی در این مراسم به عزاداران و دعوت شده گان طایفه های دیگر ، داده می شود که نوعی آبگوشت به نام قلاو است .
چمر ، در یک کلام ، مجموعه ای از ارزشهای انسانی و بنیادی و اسلامی مردم ایلام است که از همه مهمتر ، نشان دهندۀ اتحاد و همدلی مردم در غم و شادی هم است و فرصتی است برای تقویت شجاعت و ایثار و خدا جویی و احترام به فریضه های ارزشمند .
۱- سابقه تمدن در ایلام

سابقه تمدن در ایلام ، تا یک قرن پیش شناخته نشده بود ، ولی در یک قرن گذشته کشفیات باستان شناسی ، بخشی از سابقۀ تمدن را در ایلام آشکار کرد و هر چه دامنه این کشفیات بیشتر می شود ، نتایج ارزشمند بیشتری حاصل می آید . به گونه ای که امروزه به گواهی آثار تاریخی متعدد ، اولین طلیعۀ حیات مدنی در این منطقه ظاهر شده است .